پنجشنبه، مرداد ۱۸، ۱۳۸۶

كمپين و لزوم گفتگوي چهره به چهره با مخالفان

منتظر آزادي چند نفر ديگر از دوستانيم. كاش انتظار طولاني نشود... و بچه‌هايي كه آزاد شدند

اين كه در اين شرايط هر كار اجتماعي خواه‌ناخواه رنگ سياسي به خودش مي‌گيرد، واضح است.
نمونه‌هايش حكمي كه براي عماد‌الدين باقي، شادي صدر، محبوبه عباس‌قلي‌زاده آمد و قلع و قمي كه كنشگران، راهي، مركز بهورزي و امثال اينها شاملشان شدند.

اما چيزي كه بديهي است اين كه كمپين يك ميليون امضا با اعلام شفاف مطالباتش كه تغيير قوانين است، علاوه بر خواست تغيير و تحول در بخش اجتماعي و ايجاد كنش اجتماعي، عملن تغيير در ساختار حقوقي و البته اجراي قانوني حكومت را هم خواستار شده است. اين كه چه قدر مخلوط شدن اين دو وجه با هم درست است و چه هزينه‌ها و فايده‌هايي دارد، بحث مفصلي لازم دارد كه براي بعد مي‌گذارم.

اما با پذيرفتن اين خواست دو بعدي، مي‌توان تاكتيك پيش‌روي را تا اينجا پي‌گيري كرد:
در طول يك سال گذشته كه كمپين فعاليت مي‌كند، تاثير‌گذاريش روي افراد سرشناس و قدرتمند حكومتي به وضوح ديده مي‌شود. از رهبر در سخنراني روز زنش گرفته تا هاشمي رفسنجاني و به تازگي رئيس جمهور و افراد متعددي از نمايندگان كنوني و پيشين مجلس.
علاوه بر آن تعداد رو به گسترش علما و مذهبيون كه راجع به تغيير فتواهاي اسلامي به سمت ايجاد برابري هر روز شفاف‌تر و گسترده‌تر نظر مي‌دهند.
طبيعي است كه با پراكندگي گفتمان در اين مقوله، پذيرش تغييرات يك‌باره و آني و كامل صورت نمي‌گيرد و اين روند به موازات روند آگاهي‌يابي عموم به تدريج حاصل مي‌شود.

اما همان‌طور كه نمي‌شود و نبايد از عموم جامعه توقع داشت كه با يك بار صحبت همه بلافاصله برابري را مطالبه كنند و به همين دليل گفتگوي چهره به چهره به وجود آمده است تا اين فرآيند را به طور هدفمند پيگيري كند؛ و هيچ كدام از داوطلبان كمپين اگر با كسي روبرو شوند كه برخي از تغيير قوانين را نمي‌پذيرد و تنها با برخي از آنها موافق است به كل گفتگو را با آن فرد قطع نمي‌كنند كه اين به ضرر كمپين است؛ به همين صورت هم گفتماني را كه تحت تاثير كمپين در بين سياسيون و مذهبيون به وجود آمده است، نمي‌شود و نبايد با اين توجيه كه فقط برخي از قوانين را پذيرفته‌اند و هنوز مخالفتهايي با برخي ديگر از تبعيضات دارند، يك‌طرفه نگه‌داشت و به كل از ايجاد هر تعاملي از ترس زايل شدن اصل موضوع جلوگيري كرد.

براي حفظ امنيت مطالبت و مبري جستن از هر گونه عناد با حكومت يا قصد براندازي، چيزي كه در احكام اكثر فعالان زنان دليل اصلي ذكر مي‌شود، كمپين موظف است كه گفتمان رودر رو و چهره به چهره را با قدرتمندان سياسي و مذهبي هم آغاز كند.
و مطمئنن وقتي فرآيند كمپين ايجاد خواست تغيير و در نهايت تغيير است، هيچ مخالفت حداكثري هم حتي نمي‌تواند هزينه‌اي بيش از فايده‌ي گفتمان دو طرفه به وجود بيآورد در اين شرايط.

در نهايت لازم مي‌بينم توضيح بدهم كه ايجاد گفتمان دوطرفه به هيچ وجه كوتاه آمدن از مطالبات اوليه نيست. حتي به معني تمجيد يا چاپلوسي متملقانه در عوض گرفتن مطالبات هم نيست؛ برعكس تلاش در ساختن فضاي شفاف و دموكراتيك است كه از شنيدن گفتمان مخالف استقبال مي‌كند تا هر چه بيشتر و پرقدرت‌تر فرآيندش را پي‌بگيرد و نيز شناساندن دلايل واقعي مخالفان و آوردن استدلالهاي منطقي در مقابل آنها است.
علاوه بر آنها استقبال از مخالفان بسيار قدرتمند‌تر از كمپين كنوني، استحكام و افزايش قدرت اجتماعي كمپين را هم منجر مي شود، حتي در ساختار مستبد و غير دموكراتيك كنوني!

پيشنهاد مي‌كنم در آغاز دومين سال كار كمپين توجه ويژه‌اي به اين موضوع بشود.

۲ نظر:

نفر دوم گفت...

گل گفتی. لابی کردن؛ این مهمترین کاریست که می تواند اعتمادسازی کند و اعتماد سازی باعث پیشبرد کارها می شود. باید از پتانسیل هر کسی که به هر اندازه حاضر به پذیرش برابری زن و مرد است کمک گرفت. علما، نمایندگان مجلس و هر کس دیگر. مثلا این آقای صانعی در قم که بیش از بقیه به حقوق زنان اهمیت می دهد و کسانی که با او همفکر هستند باید بیشتر مورد توجه کمپین باشند. آنها اگر بتوانند کمپین را متحد خوبی برای خود حساب کنند همکاری خواهد کرد. در مورد مقامات حکومتی هم اگر پول نفت بگذارد و طرف های مقابل را سرمست این قدرت سیاه نکند ممکن است بشود کاری کرد.

یک چیز دیگر اینکه این کلمه کمپین به خصوص وقتی در شهرستانها و بین اقشار فرودست تر می خواهی طرح مساله کنی یک مانع بی خودی ایجاد می کند. کاش می شد یک کلمه کوفتی فارسی جای آن گذاشت.

پرستو گفت...

مرسي دوست من!
در مورد لابي هم فكريم. اما در مورد مقامات نمي دانم چقدر پول نت به قول تو يا چقدر جذابيت قدرت مي گذاد كه همكاري كنند.

راجع به واژه هم كاملن حق با تو است. من خودم در اينگونه موارد حركت ملي را جايگزين كمپين مي‌كنم. گرچه شايد ترجمه دقيقي نباشد. پيشنهاد تو چي است براي معادلش؟