سه‌شنبه، مهر ۳۰، ۱۳۸۷

تنها پینم

میدانی اتفاق بد این است که ادمها چیزی برای از دست دادن نداشته باشند.

هر چقدر فکر می کنم می بینم من در این شرایط هستم.
از لای لباس های زیر و هزار جور خرت و پرت چمدان بسته شده سفر، تنها پین کمپین را که به کیفم زده بودم هم برداشتند و بردند.

آلبومها و دستنوشته های شخصی و و و ...

از این جا کار سخت می شود برای طرفین.

۷ نظر:

همزاد گفت...

نمی دانم خوبی یا نه، نمی دانم کجایی ،نمی دانم اتفاق از کی و چطور شروع شده، کاش بیشتر توضیح می دادی و با اینهمه مراقب خودت باش

ناشناس گفت...

البته، در مانيفست كمونيست آمده است: آنهايي كه جز زنجيرهايشان چيزي براي از دست دادن ندارند، انقلابي ترند!

شوخي كردم

اميدوارم مشكل حادي نباشد

پرستو گفت...

دوست شوخ طبع! در آن مانیفست از احساس ناامنی و ناامنی واقعی هم چیزی نوشته است؟

ناشناس گفت...

واقعاً شوخي بود

حتي با ارزش گذاري مثبت

انقلابي بودن كه بد نيست

به هر حال شايد هنوز زمان بيشتري براي بازسازي اعتماد لازم است

اميدوارم كه مشكلات بر طرف شود

من هم مي دانم ناامني چقدر بد است، شايد زمان مناسبي براي شوخي نبود

ببخشيد
و باز ببخشيد كه نمي توانم با اسم بنويسم

پرستو گفت...

باز سازی اعتماد ممکن نیست تا وقتی تو خود تا امنی هستی. ناامنی واقعی!

نازلي گفت...

پرستو من خيلي به تو فكر مي كنم. صد بار زنگ زدم خاموش بودي و يكبار هم ريجكت شدو برايت آرامش آرزو دارم.
هميشه اينجور مواقع مي مونم چي بگم. چون كلمات ناقصند.
اگه بودي بغلت مي كردم.
براي يه پست نوشته بودم. كاش مي خوندي.

پرستو گفت...

گوشیم دست آقایان است نازلی جانم. بهش زنگ نزن فعلن.
پستت گریه ام انداخت، البته قبل از این اتفاقات، فکر کنم همان موقع هم یک چیزی برایت نوشتم.
آره حتمن بغل کردنن تو انرژی دهنده است و آرام کننده.