سه‌شنبه، آذر ۰۵، ۱۳۸۷

فضایی که می سازیم

آمدم بنویسم دلم برای... خیلی تنگ شده است، یادم آمد که برای همین احساس های شخصی، اندیشیدن فردی و تفکر سلیقه ای توبیخ شده ام.
یادم آمد هنوز با تمام ادعاهای آزادی خواهی مان، می خواهیم که دیگران خودشان را سانسور کنند، تا ما را خوش آید.

... عزیز! تمام نوشته ام راجع به تو سانسور می شود برای جلوگیری از رنجانیدن دوستان، گرچه احساس من بر جاست.



امنیت محله ها را دادند به بسیج. تصور کنید ماموران نیروی انتظامی، با کد رسمی و آموزش قبل از کار آن همه دسته به گل به آب دادند و انواع و اقسام خشونت را روی مردم اعمال کردند، حالا قرار است بقیه این وظیفه خطیر به علاوه سلاح لازم برای انجام آن به دست یک سری پسر بچه 23-4 ساله آموزش ندیده بیفتد! تازه جناب فرمودند که « این نیروها بنای به کارگیری از تجهیزات و سلاح ندارند و برای اینکه بتوانند پشتیبانی دفاعی برای خود داشته باشند این تجهیزات در اختیار آنها قرار می گیرد.»

گاهی احساس می کنم عجب مردم مقاومی داریم با این همه احساس نا امنی.

خیلی چیزهای دیگر هم می خواهم بنویسم، اما داستان شامل بخشی سانسور و بخشی انتظار است.


لینک: کمپین یک میلیون امضا روایتی از بیرون (2)
همه موکلان من، این بار کاملن جدی / برای نسرین ستوده

۴ نظر:

بهمن گفت...

کارهایی از این قبیل که به اسم امنیت اجتماعی انجام میشود تنها دلیلش ترس حکومت است که نه برای امنیت جامعه بلکه برای امنیت حکومت است
اگر آدرس ایمیلی که گذاشتید درست باشد حدودا یک هفته پیش برایتان ایمیلی فرستادم در رابطه با موضوع کاری , که پاسخی نرسید
شک کردم شاید اصلا نرسیده است
لطفا قسمت اسپم را هم چک کنید
تا بعد

پرستو گفت...

بهمن جان میلت را نگرفتم.
لطفن بگو با چه ID و موضوعی میل می زنی که بتوانم تو اسپم ها پیدایش کنم، گرچه از یک هفته قبل اسپم ها را پاک کردم و اگر دوباره بفرستی ممنون می شوم.

گل کو گفت...

خود سانسوری نکنید.حداقل اینجا و در این فضا. بذارید بقیه ناراحت بشن. مگه چه اتفاقی می افته؟(ببخشید. من کلی حرف می زنم .از موضوعی که می خواستید بگید اطاعی نداشتم )

بهمن گفت...

ای دی من برای جی میل است
اینکه گفتم ممکنه داخل اسپم باشه برای این بود که همین ده روز پیش ایمیل یکی از دوستانم را داخل اسپم ها پیدا کردم
به ادرس
parastoo.a@gmail.com
دوباره ایمیل زدم
شاد باشی