دوشنبه، دی ۰۲، ۱۳۸۷

کرگدن


دوست داشتم راجع به تئاتر کرگدن بنویسم که خوب حجم کاری این روزها و بعد خستگی و گاهی درد امان نمی داد.

اما خوبیش این است که با همه تلاطم ها به نظر دارم در آرامش پیش می روم.

کرگدن با آن همه بازیگر اسم دار و رسم دارش که گاهی اسم ها فدای رسم ها شده بودند و گاه برعکس کار خوبی بود، اما نه به آن خوبی که آن همه اسم بازیگر سینمایی تویش بود.

از بین بازیها، بازی مهدی هاشمی (روتین بیشتر بازیهایش، متوسط به بالا) و رامین ناصر نصیر با نقش و جنسی متفاوت و صابر ابر، بازیهای برجسته بودند. و آتنه فقیه نصیر با آن جیغ و ویغ های نا پخته اش جز ضعیف ترین بازیها بود و شهاب حسینی هم اگر ستاره سینما نبود، آدم با خال راحت از بازیش لذت می برد ( با بدجنسی محض گفتم این را).

دیگر ایده بازیگر مرد به جای زن و زن به جای مرد، از اولین ایده های بهرام بیضایی است که اینجا گرچه جدید به کار گرفته شده بود اما بسیار شعاری و فروش کن از آب در آمده بود به ویژه که استفاده از سبیل و برجستگی سینه، به نظر من ذات این ایده را خراب می کند.
موسیقی و صحنه هم بسیار معمولی و رو به پایین بود.

اما متن: به نظرم متن دقیق و تاثیر گذاری است که تا مدتها آدم را درگیر نگه می دارد. خیلی دوست دارم مهاجرت آدمها را از ایران با متن کرگدن یک بررسی تطبیقی کنم.
از هر گونه نظر و پیشنهاد در این مورد استقبال می شود.

۴ نظر:

بهمن گفت...

این پست باعث شد بسیاری از خاطرات گذشته زنده بشود
خیلی خوبه شما هنوز فرصتی برای تئاتر دیدن دارید
حسودیم شد.من آنقدر خود را مشغول کرده ام که از بعضی علایقم دور افتاده ام
آثار اوژن یونسکو بدلیل پیروی از سبک ابزرد کمتر برای مخاطب عموم قابل لمس و ارتباطه
معمولا کارگردانها در اصل نمایشنامه دخل و تصرف گاه بجا و گاه بی جا می کنند
(ننوشتید کرگردانش کیه)
نمی دانم این کار چقدر به اثر وفادار بوده اما کمتر کسی را میبینم که در این حوضه فعال باشد و توانایی انجام این کار را داشته باشد
نمی دانم به سینما علاقه دارید یا نه؟ کارهای تارکوفسکی تا حدودی همان معانی را با استفاده از اندیشه های شرقی بیان می کند
متاسفانه به بهرام بیضایی اجازه فعالیت نمیدهند
در آثار او براستی ابعاد دردهای جامعه یمان را میتوان دید
یکی از آثار بیضایی بنام طومار شیخ شرزین را اگر نخواندید حتما بخوانید
امیدوارم بزودی سلامتی و آرامش ذهنیتان را باز یابید

مارال گفت...

من نمايش نامه شو خوندم و دوست داشتم. موضوع بكريه . ولي نمي دونم تئاترش ميارزه كه برم يا نه /. در مورد كتاب هايي كه فيلم ميشن كه هيچ وقت تجربه خوبي نداشتم.

پرستو گفت...

بهمن جان کارگردانش فرهاد آییش است.
مارال جانم من از آن آدمهای خوره تئاتری هستم که معتقدم هر تئاتری به یک بار دیدن می ارزد ولی واقعن این یکی می ارزد :)

ناشناس گفت...

سلام
چنذ وقتي بود كه قصد داشتم كه ببينمش ولي خوب نشد..

من بي اجازه ادتون كردم

موفق باشي.