سه‌شنبه، دی ۰۸، ۱۳۸۸

عاشوراي 88

"ما بچه هاي جنگيم
بجنگ تا بجنگيم"

مردم به سمت نيروهاي تا دندان ملسح هجوم مي‌بردند، و نيروهاي تا دندان ملسح عقب نشيني كردند.

هر از گاهي يك از آن نيروها به دست مردم مي‌افتد، كساني بودند كه نگذارند تا سر حد جان كتك بخورد و مردم با آن خشم، با آن طاقت چندين ماهه، با هزينه هاي بيشمار، نيروها را فراري مي‌دادند.

"حسين حسين شعار ماست
شهادت افتخار ماست"

مردم از كلاه خود و باتوم و سپر گارديها متفرند تا از خودشان.

همه آمده بودند تا صبر لبريز شده شان را ...
بچه، پير...

كساني كه انقلاب را ديده بودند مي‌گفتند اين مردم شجاعتر از مردم زمان انقلاب اند.
ولي مطمئن بودند اين روزها روزهاي آخر است

۵ نظر:

ناشناس گفت...

jav gir nasho khoshonat ro tabligh nakon faghat ba rahhaye bedone khoshonat be yek hokomat mardomi miresim
khoshonat fagat baes mishe oni ke gholdor tare be hokomat berese.

پرستو گفت...

خشونت تبليغي نيست.
خشونت، خشونت مي‌آفريند.
به ويژه براي مردمي كه 200 روز در متمدمانه ترين رفتار و سكوت پيش مي‌رفتند.
حرف هم از عدم خشونت نمي‌تواند از دل مردمي كه خشونت ديده اند تا زمان زيادي دوام پيدا كنند.
بحث بر سر دفاع شخصي است.

roodabeh گفت...

agha ya khanoome anonymous ein post tablighe khoshoonat nabood .anche bood ke etefagh oftade bood .shayad shoma dar mogheiat gharar nagerefi!

ناشناس گفت...

"ما بچه هاي جنگيم
بجنگ تا بجنگيم"
yani chi pas?

پرستو گفت...

اين شعاري بود كه مردم در روز عاشورا مي دادند.
مثل آن يكي كه
حسين حسين شعار ماست
شهادت افتخار ماست