شنبه، فروردین ۰۷، ۱۳۸۹

هم خانگی ایرانی

زیر یک سقف بودن چه جور تعهدی برای طرفین می آورد؟
آدمهای درگیر رابطه ی دوتایی عاشقانه چه جور تعهدی نسبت به هم دارند؟
آیا جنس تعهد زندگی مشترک، همان جنس تعهد رابطه عاشقانه بدون هم خانگی است؟
وقتی دو جنس مخالف با یکدیگر هم خانه می شوند به این معنی است که الزامن بین آن دو رابطه جنسی و تعهدی از این دست به وجود بیاید؟


دوستی(دختر) که تجربه زندگی را برای مدت محدودی در خارج از ایران داشت، تعریف می کرد که مدتی با پسری ایرانی و حدودن 10 سال کوچکتر از خودش هم خانه بوده است. در شروع زندگی در خانه مشترک بین آن دو جز دوستی و صمیمیت عادی و معمول، رابطه و احساسی دیگری نبوده است.
اما بعد از مدت نه چندان طولانی، رفتار پسرک تغییر می کند. نوع صحبت کردن و آمد و رفت روزانه اش بسیار احساسی می شود و لهجه عاشقانه به خودش می گیرد. و در نهایت در خواست بوسه و رفتار عاشقانه می کند و در جواب رد مثل خیلی از عشق های دیگر که در گروه جوانک های زیر 20 ساله طبقه بندی می شود، در پاسخ رد شنیدن به طور کل منکر هر نوع احساسی می شود. و مسئولیت احساس خودش را نمی پذیرد. و رابطه معمول هم با به هم ریختگی غیر عادی مواجه می شود، طوری که زندگی را برای دوستم با پسرک غیر قابل تحمل می کند و مجبور به ترک خانه مشترک می شود.

این تجربه از جهت قابل تامل است. یکی این که اگر اختلاف سن آنها برعکس بود (یعنی پسر بزرگتر از دوستم بود) و یا حتی از نظر سنی به هم نزدیک بودند، این تمایل باز همچنان یک طرفه به وجود می آمد؟
دیگر این که در ایران که جز خانواده، و یا به ندرت هم دانشکده ای و گاهی نیز همکار، تعریف دیگری برای هم خانگی وجود ندارد، اصلن هم خانه بودن با یک دوست (نه پارتنر) چطور باید پیش برود؟
برای عملی کردن این تعریف ها در دنیایی که به مدرنتیه نزدیک و نزدیکتر می شود و شاید تشکیل خانواده اولویت خود را از دست می دهد، چه کار باید کرد؟

۶ نظر:

مسعود گفت...

فکر کنم منظورت از تعهد داشتن سکس باشه. بگذار کمی برات از موضوع روابط جنسی باز در اروپا بگم. بعد از جنبش های اعتراضی دهه ی 60 در اروپا آپارتمان هایی در اروپا باب شد که چندین نفر که گاه تعدادشون زیاد هم بود با هم زندگی می کردند. چنین طرز زندگی در آن زمان برای اروپائیها هم تابو شکنی بود و نسل قبل اونرو نمی پذیرفت. چنین تابو شکنیهایی در جنبش هیپی ها در آمریکا هم می بینیم. در کنسرت وود استاک(Woodstock) در آمریکا که بزرگترین کنسرت موسیقی هیپی ها بود که به مدت یک هفته طول کشید و روابط باز جنسی هیپی ها مردم محلی را ناراحت کرده بود. ارتباط این موضوع با پست تو اینه که روابط جنسی و کلاً روابط با جنس مخالف که الان به صورت نُرمی در غرب شکل گرفته تا میزان زیادی حاصل همان دورانه. یکی از ارزشهایی که در آن دوره در بین جوانان پیدا شد روابط باز جنسی بود. البته من فکر می کنم (و فکر کنم تو هم با من موافق باشی ) که سکس بدون علاقه و سکس برای سکس چیز جالبی نیست. البته کسان بسیاری هم هستند که اینطور فکر نمی کنند، در مورد آنها نمی خوام قضاوتی بکنم.
احتمالاً دوست هم خانه ی دوست شما ایرانی بوده، البته این موضوع هیچ ارتباطی با ملیت ایرانی او نداره اما دوست شما بایستی این رو می پذیرفته که در هم خانگی با یک پسر تقاضای سکس بسیار طبیعیه. نمی خوام قضاوت کنم اما اشتباه اصلی را از سوی دوست شما می دانم حتی اگر دوست شما یک هم خانه ی پسر خارجی هم داشت این موضوع حتماً پیش کشیده می شد.می خوام بگم به هر حال اگه قضیه فرهنگ ایرانی رو هم در نظر نگیریم که مردم رو تبدیل به مریض های جنسی کرده به هر حال تمایل طبیعی ای وجود داره و هر چه هم سن کمتر باشه این قضیه پر رنگ تره. همه چیز رو نمی شه با معیار های اخلاقی و تعهد و قانون حل کرد.

مسعود گفت...

یک موضوع دیگه اینه که موضوع روابط جنسی رو باید به رسمیت بشناسیم. متأسفانه ما نداشتن روابط جنسی رو یک موضوع اخلاقی می دونیم.
البته منظورم این نیست که اخلاق درش نقشی نداره مطمئناً نقش داره
اولین چیزی که در روابط با جنس مخالف در غرب پذیرفته شده داشتن سکس است حالا می خواد در هر سطحی باشه
البته همینطور که گفتم لزوماً با این قضیه موافق نیستم البته این گفته ی من جنبه شخصی داره اما
چیزی که باید پذیرفته بشه اینه که بابا خارج از اینه طرف دختره یا پسر سکس یکی از نیازهای اساسیه که باید به رسمیت شناخته بشه

روزنامه نگار آزاد گفت...

سلام. مطالب وبلاگ شما را می خوانم . لینکش را هم به عنوان یکی از وبلاگهای مورد علاقه ام در وبلاگم گذاشتم . زنده باشید

پرستو گفت...

مسعود جان اتفاقن اصلن منظورم از تعهد سکس نبوده است.برایم عجیب است که چطور تعهد را سکس معنی کردی.
و این بحث هیپی ها و تاریخ رابطه جنسی آزاد هم مربوط به بحث من نبوده است.
و نه تنها به نظر من در هم خانگی یک پسر، رابطه جنسی تقاضای طبیعی نیست، بلکه در هیچ جای دنیا هم درخواستی طبیعی به حساب نمی آید.

آدمهایی که با هم رابطه جنسی دارند از تعریف هم خانگی در می آیند و تعریف زندگی مشترک دارند، اما حتی در غرب هم بسیار پیش می آید که آدمهایی از جنس مخالف با هم همخانه می شوند و در صورت چنین درخواستی دیگری می تواند حتی به پلیس شکایت کند، موضوعی که خیلی ساده تو ان را طبیعی دانسته ای. به خاطر همین می گویم در دنیای مدرن به جز ابراز مدرن باید حقوق انسان ها و آزادیشان را هم بیاموزیم. آزادی در رد درخواست غیر معمول

Kaveh گفت...

سلام عرض شد ! من چون به طور ذاتی خنگ هستم در این پست ربط بعضی چیز ها رو به بعضی چیز های دیگه و حرف های مسعود رو به پست و جواب تو رو به جواب مسعود نفهمیدم. البته به دلیل مذکور جای تعجبی هم نیست. ببین به صرف این که دو نفر زیر یک سقف با هم زندگی می کنند هیچ حقی برای کسی ایجاد نمی شه ! این اینقدر واضحه که بحث نداره. در عین حال پسره هم کار اشتباهی انجام نداده. من می تونم فردا به انجلینا جولی هم پیشنهاد رابطه جنسی یا ازدواج بدم و اون می تونه بگه آره یا نه ! به هر روابط بین آدم ها قراردادیه تا حد زیادی و کسی به این سادگی نمی تونه چهارچوب براش تعیین کنه.

پرستو گفت...

کاوه جان بحث پیشنهاد دادن که واضح است. اما موضوع این که تو کسی را علی رغم میل خودش، به کاری وادار کنی و درصورت نپذیرفتن هم او را تحت فشار قرار بدهی. به هر حال آزادی را از او سلب کنی.
قرارداد بودن روابط را قبول دارم ولی برای هر تغییر جدید قرارداد باز نظر طرفین مهم است