شنبه، آبان ۲۰، ۱۳۸۵

...

"عروسكي كه هر وقت بخواهند باهاش سرگرم بشوند و بعدش پرت كنند يك گوشه و بروند."

۴ نظر:

niuosha گفت...

akhey :( , faghat kasani ino mifahman va dark mikonan ke in tajrobe ro dashte bashan , in bala sare hich kas nayad omid varam
:( ghamgin bod in postet

پرستو گفت...

شايد حق با تو باشد نيوشاي عزيز! اما اين پست را تو گيومه نوشتم، يعني اين يك نقل قول است، و روي نقل بودنش تاكيد دارم.
در هر صورت مرسي از همدرديت

فاطمه گفت...

انگار بازی همیشه ادامه پیدا می کند.من بازی می دهم بعد خودم درگیر بازی دیگری می شوم.همینطور هر روز هست و ما انگار درگیر آنیم

پرستو گفت...

اگر روزي بازي بدهم، ترجيح مي‌دهم آخرين روز زندگيم باشم،و اگر روزي احساس كردم بازي خوردم آن روز را به تجربه هاي حماقتم اضافه خواهم كرد.