جمعه، آبان ۲۶، ۱۳۸۵

توقع

يادم نمي‌آيد كدام فيلسوف و يادم نمي‌آيد دقيقن چه جمله‌اي اما چيزي شبيه به اين دارد كه :

هيچ ارزش جمعي نيست كه قبلش يك ارزش فردي را براي خود آن فرد حاصل نكرده باشد.

قهرماناني كه اخلاقياتشان نزديكترينهايشان را آزار مي‌دهد، برايم نمونه بارز نياز به كاركرد اين جمله هستند. و امشب چيز جديدي به ذهنم رسيد كمك به ديگران فقط تا وقتي ارزش انساني تو حفظ بشود مي‌تواند مفيد باشد.
اخلاق گندي دارم كه تا وقتي توقعي نباشد، حاضرم سخت‌ترين كارهايي را كه از دستم برمي‌آيد براي كمك انجام بدهم اما به محض اينكه حس كردم متوقعي، يا طلبكار چيزي هستي كه من تعهدي در قبالش ندارم، آن وقت خيلي خيلي سخت خواهم گرفت.

۱ نظر:

دريا گفت...

پدرم را همه دوستان و آشنايان شديدا دوست دارند به جز مادرم!!! چون هميشه به فکر همه دنيا هست اما... من کاملا با حرفت موافقم. تجربه ياري که از آن در وبلاگم نوشتم هم نمونه بسيار شديد تري بود.. گاه مرا واقعا ديوانه مي کرد