یکشنبه، مهر ۲۸، ۱۳۸۷

یکشنبه 28 مهر

اوضاع چطوره؟
همه چی را بردند. لپ تاب، کامپیوتر، موبایل، کتابها...
خودم...
هر کتاب نخوانده ای که داشتم را هم زحمتش را کشیده اند.
یک پرواز 14-15 ساعته و بدون کتاب که حالا هی بازجویی را دوره می کنی و اینکه کجا خوب گفتی و کجا را می شد یک چیز دیگر بگویی و کجا را ...

خوبی این فرودگاه سرد، سیستم وایرلس کم سرعتش است و اطمینان به اینکه اضطراب واقعن یک هفته ثابت است.

من مسئول همه آدمهایی هستم که از امروز به بعد از کمپین زده بشوند. بی نهایت حس معلق دارم.

۴ نظر:

محمد گفت...

نگران نباش، چیز مهمی نیست
بجای سرزنش خودت، از اونجا کمال استفاده را ببر تا با روحیه خوب برگردی
کمپین انتخاب آگاهانه هر فرد، تو مسئول هیچ کس نیستی

پرستو گفت...

محمد جان! کاش می دانستم کدام محمد هستی. اما در هر صورت متشکرم آرامش دهنده بود.

محمد گفت...

یه چیز برای نشانه توی جمله ام بود! البته چیزها زیاد با هم فرق ندارند!

پرستو گفت...

:) اینجا زیاد و هر شب پیش می آید که باید جایت را خالی کنم و به شرایط ایران افسوس بخورم.

مرسی محمد