‏نمایش پست‌ها با برچسب حقوق زنان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حقوق زنان. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، شهریور ۰۲، ۱۳۹۶

«کار مال مرد است»؟

یا مواجهه بیرونی با موقعیت شغلی یک زن نوعی که من باشم
بعدازظهر آخرین روزهای کاری هفته زنگ زده است و طبق معمول همه این سال‌ها، با دو سه تا کلمه یا سؤال، تعجبش [در خوش‌بینانه‌ترین حالت] را از بودن من در آن موقعیت ابراز می‌کند. سیزده سال شد، مردم کی همراه می‌شوند؟ سؤال دارد و می‌پرسد، می‌گویم. می‌پرسد، توضیح می‌دهم. یک‌چیزی را نمی‌گوید، حدس می‌زنم... به نظر مرحله اول آزمون را با موفقیت رد کردم؛ از اینجا به بعد جمله تغزل «از خجالتتان درمی‌آییم» به بقیه سؤال‌ها اضافه می‌شود و در پذیرش دستورات کاری که برای کاربردشان می‌گویم، واژه «چشم» نامأنوس به فضای صحبت به همه جمله‌ها اضافه می‌شود؛ گاهی بیش‌ازاندازه. کارها زیاد است. لازم است گوشی تلفن را قطع کند، ده-پانزده دقیقه کارهایی را انجام بدهد و برای ادامه دوباره زنگ بزند. خودم خواستم مرحله‌به‌مرحله پیش برویم که چیزی جا نیفتد یا قاتى نکند و من در جریان تمام مراحل باشم تا اشکال کارش مشخص بشود و بتوانیم رفع کنیم. رفت‌وبرگشت‌ها سه-چهار بار طی دو ساعت ادامه پیدا می‌کند. به مرحله آخری می‌رسد که من به اش گفتم، اگر کار لام و میم را انجام بدهی، باید یک حرکتی ببینی. خوشحال که هنوز هم من سربلند نشدم زنگ می‌زند و خبر خوش عدم موفقت من را می‌دهد. بین حدود صد و پنجاه پارامتری که با اعداد 0 و 1 تنظیم می‌شوند، یکی را می‌گویم که یک دیجیتش باید منطق برعکس داشته باشد و او بی‌جهت عدد را تغییر داده؛ منطق را عوض می‌کند و یک مرحله کار جلو می‌رود. می‌خندد و می‌گوید این را جابه‌جا کرده بودم، درصورتی‌که قبلش خلاف این را گفته بود. پارامتر دوم هم شبیه این و موتور حرکت می‌کند. قهقهه می‌زند و می‌گوید «خانم فلانی خیلی کارت درست است». با خنده می‌پرسم چرا آزمون می‌گیرد؟ می‌گوید «فکر نمی‌کردم این همه وارد باشید. خانم فنی این‌قدر مسلط ندیده بودم.»
اصرار می‌کند که می‌خواهد برای من هدیه بخرد. می‌گوید خیلی لطف کردم که فقط از پشت تلفن کارش را راه انداختم. البته این را بی‌راه نمی‌گوید؛ در بازار کار ما، قبل‌تر شنیده بودم که آقای مهندس فلان برای راهنمای از پشت تلفن، اول دو میلیون تومان حق مشاوره می‌گیرد، بعد جواب می‌دهد. با تعجب از اصرارش، رد می‌کنم و توضیح می‌دهم که این شغل من است. بعد اصرار می‌کند که شماره کارت‌بانکی‌ام را بدهم. بلند می‌خندم. برایم هیچ معنی‌ای ندارد. تو ذهنم می‌چرخد مردها در موقعیت مشابه، وقتی از اطلاعات یک نفر دیگر بهره می‌برند و لذت می‌برند، به هم پیشنهاد هدیه می‌دهند؟ یا شماره کارت‌بانکی می‌خواهند؟ البته که نه. بیشتر خنده‌ام می‌گیرد. هر بار در جواب اصرارش می‌گویم دفعه‌های بعد حضوری می‌آیند دفتر و پروژه بعدی و ... ولی اصرارش آن‌قدر شدید است که به اش شک می‌کنم.
سؤال‌ها در دو-سه روز بعد هم ادامه پیدا می‌کند بنابراین پیشنهاد می‌دهم برای سادگی دستیابی به جواب، به گروه تلگرامی شرکت اضافه بشود و برای پیگیری جواب‌ها از تاریخچه بحث‌ها استفاده کند. باکمال میل و خیلی زود می‌پذیرد. امان از فضای مجازی! در حاشیه، (عکس‌هایی که آدم‌ها برای پروفایل‌های خودشان می‌گذارند از آن موضوعات پر تحلیل است و کلی کلید و رمز و راز در خودش دارد). روزهای اول علاوه بر اصرار به شماره کارت‌بانکی و هدیه و جبران، رزومه‌ای هم از خودش می‌دهد که چه‌کارهایی بلد است و چه‌کارهایی انجام داده و این بار تأکید می‌کند که در آن موارد ازش کمک بگیرم، درحالی‌که تخصصش ربط مستقیمی به کار من ندارد و من هم کمکی نخواسته‌ام. به‌تناسب عکس پروفایلش از چندسازه مکانیکی و چند طرح اولیه به‌عکس دونفره که معلوم نیست کدام‌یکی از آن‌ها صاحب این هویت تلگرامی است تغییر می‌کند و در آخر هم هفت-هشت تا شیر ماده که همراه دو تا شیر نر دارند به سمت دوربین می‌آیند. روی عکس هم یک جمله نوشته «برای موفقیت باکسانی همراه شوید که مأموریتی مشابه شما دارند». روز جمعه پیام می‌دهد که دارم می‌روم نمایشگاه فلان، اگر فرصت داری بیام دنبالت... باز هم غیرمعمول. چون نمایشگاه کذا در حوزه کار ما نیست و صحبتی هم راجع به اش نبود. به هر حال محترمانه، تقاضا را رد می‌کنم. باز هم در روابط کاری بین مردها دنبال مورد مشابه می‌گردم (بیام دنبالت) و پیدا نمی‌کنم.

عکس‌العمل سه‌گانه را در ذهنم مرور می‌کنم:
- اول انکار توانمندی و حتی سعی در به چالش کشیدن آن، وقتی هفت‌خوان رستم را چید تا مشکل کاری خودش را طرح کند.
- دوم تقلیل توانمندی و مهارت کاری به ارزش‌های کلیشه‌ای زنان، آن همه اصرار که هدیه یا شماره کارت بگیرد؛ در حالی در روابط کاری معمول پیشنهاد یک پروژه مشترک یا حتی غیرمشترک در چنین مواردی رایج است.
- سوم از آن خود کردن موفقیت و شایستگی و حل کردن هویت دیگری [زن] در خود، ابتدا با تغییر عکس پروفایل و توصیه که با مردان مشابه، منظور خودش، همراه بشوم تا به موفقیت برسم. بعد اصرار بر کمک خواستن در موارد تخصص شخصی غیر لازم. در نهایت پیشنهاد رابطه صمیمی‌تر و غیرمعمول که بشود راحت هر انگی روی من زد جز توانمندی و شایستگی.
عکس‌العمل‌های مشابه هر کدام از این سه حالت را در این چندین سال خیلی زیاد دیده‌ام، ولی جمع همه آن‌ها در یک مورد خیلی جلب‌توجه کرد. اسم همه این‌ها را می‌گذارم فشار بازار کار مردانه. هیچ جور تو را نمی‌پذیرند. به‌شدت احساس رقابت می‌کنند و تا حذف تو به شیوه‌های مختلف، همه کاری انجام می‌دهند.
این‌ها فقط نمونه‌های کوچکی از وضعیت جنسیتی بازار کار و عدم پذیرش زنان است. هر چه این هرم قدرتی و مدیریتی بالاتر می‌رود فشارها و مقاومت‌های مردانه بازار کار- جامعه بیشتر و خشن‌تر می‌شود. نمونه عینی آن وزارتخانه‌هایی که به دست زنان سپرده نمی‌شود. ادارات و بانک‌ها و بیمارستان‌ها و سازمان‌هایی که از مدیران زن خالی‌اند. دانشکده و دانشگاه‌هایی که از ریاست زنان بی‌بهره‌اند. وزارت زنان- مدیریت زنان- صدارت زنان- ریاست زنان- حضور زنان- هویت زنان ... با این تفاوت از بقیه تبعیض‌ها که این بار مقاومت از پایین سلب و سخت است. سد عدم پذیرش زنان از همکار، همراه، همسایه، دوست، برادر، پدر، همسر، روشنفکر حتی مادر، معلم و خواهر شروع می‌شود. به نظرم وقتش است دیگر «کار مردها بهتر است» را تمام کنیم.
بیشتر راجع به مقاومت مردانه جامعه با همدستی سیاست و مذهب می‌نویسم که پای جامعه را در منجلاب عقب‌ماندگی نگه می‌دارد.

سه‌شنبه، آبان ۲۰، ۱۳۹۳

وکالتنامه ضمن عقد

خیلی وقت پیش گفته بودم که اینجا متن وکالتی را که بعد از ثبت ازدواج، از همسرم گرفتم و در دفتر اسناد رسمی ثبت کردیم، می‌نویسم که تا حالا نشده بود. بالاخره فرصتی شد و بهانه‌هایی؛ متن سخت و حقوقی وکالتنامه را همسر دیکته کرد و من تایپ کردم. چون از اسکن و تصویر وکالتنامه شاید نشود خیلی سریع به متن رسید.
به جز سر برگ وکالتنامه رسمی با مهر و تمبر و شماره های مختلف دفترخانه و سردفتر و تاریخ و مشخصات کامل وکیل یعنی من و موکل یعنی همسر و آدرس محل سکونت... و باقی جزئیات اداری این متن زیر شد.
جمله ها طولانی و حقوقی و سخت است و شاید هم روان نباشد و مفهوم خیلی واضحی را نشود سریع درش دید ولی در هر حال توی جمله های طولانی مشخص است که چی به چی شده است.


مورد وکالت: مراجعه و حضور در هر یک از شعب و محاکم دادگستری و مراجع قضایی و ارائه هر نوع دادخواست جهت مطلقه نمودن خانم ..... (شخص وکیل) از قید زوجیت موکل و هر قسم از طلاق اعم از بائن و رجعی و خلع و مبارات و توافقی و غیره با هر قید و شرط و تعهد که وکیل صلاح بداند از جمله مراقبت و نگهداری و مواظبت و اداره امور فرزندان صغیر مشترک توسط وکیل و سپردن تعهدات و قبول بذل نفقه و بذل عین مهریه یا معادل آن یا کمتر یا بیشتر از مهریه و با هر شرط ضمن العقد موضوع عقدنامه شماره ..... مورخ ..... دفتر رسمی ازدواج شماره .... و ارائه مدارک و مستندات و حضور در جلسات دادرسی و پیگیری کلیه امور مربوطه و تعیین تکلیف و اتخاذ تصمیم در هر مورد و ارجاع امر به داوری و تعیین حکم و داور و صلح و سازش و امضا اموراق و اسناد و دفاتر و فرم ها و اخذ حکم و رای دادگاه و گواهی عدم امکان سازش با اسقاط حق تجدید نظرخواهی و در صورت بذل مهریه از طرف زوجه، اعلام قبولی زوج در این خصوص و مراجعه به هر یک از دفاتر رسمی طلاق و امضای اوراق و اسناد و طلاق نامه  و اخذ آن و تهیه و تسلیم و یا دریافت و اخذ هر نوع مدرک و مستند و حکم و رونوشت و مصداقی که جهت انجام مورد وکالت نیاز شود از هر یک از نهادهای ذیربط و انجام کلیه امور و تشریفات قانونی و مقدمات لازمه عقد ضمن العقد بدون محدودیت تا رسیدن به نتایج مطلوب و عندالزوم عزل و نسب وکلای رسمی دادگستری و وکلای انتخابی و نیز در صورت لزوم اعلام رضایت و موافقت موکل با اخذ گذرنامه برای وکیل و فرزندان صغیر موکل و وکیل و خروج مکرر همگی از کشور به دفعات و به هر مقصد و حضور در دفاتر اسناد رسمی و سایر مراجع ذی ربط و امضا و تایید فرم های مربوطه و اخذ گذرنامه و روادید و تهیه بلیط و غیره و نیز نگهداری و مراقبت و اداره امور فرزندان صغیر مشترک موکل و وکیل در کلیه امور اعم از بهداشتی و تربیتی و معیشتی و تحصیلی و غیره و اتخاذ تصمیمات با رعایت صرفه و صلاح ایشان و دخالت در امور مالی و انجام معاملات و خرید و فروش و اجاره اموال و املاک برای فرزند صغیر مشترک (به استثنای فروش وسایط نقلیه موتوری) و تحویل و تحول و اسقاط خیارات به ضمانت کشف فساد و همچنین اضافه نمودن اختیار زوجه مبنی بر حق سکنی و حضانت فرزندان و حق ادامه تحصیل و تعیین میزان نفقه مشترک و غیره. ضمنا موکل (زوج) زوجه را وکیل قرار داد که هنگام طلاق به هر قسم و ترتیب اعم از بائن و رجعی و خلع و مبارات و توافقی و غیره نسبت به انتقال نیمی از دارایی حین طلاق متعلق به زوج اعم از منقول و غیر منقول (غیر از وسایط نقلیه موتوری) که در مدت زندگی زناشویی به دست آمده است، به نام شخص وکیل یا هر شخص که وکیل صلاح بداند، اقدام نماید و در دفاتر اسناد رسمی حاضر شده و اسناد و اوراق مربوط را امضا نموده و مدارک مربوط اعم از اصل و رونوشت و غیره را جهت انجام مورد وکالت ارائه داده و استعلامات لازم از ادارات مختلف دولتی اعم از دارائی و شهرداری و ثبت اسناد و املاک جهت انجام مورد وکالت به عمل آورد.
حدود اختیارات:وکیل مرقوم در انجام مورد وکالت از جانب موکل با حق توکیل غیر جزئا و کلا و لو کرارا و مع الواسطه تام الاختیار می باشد و عمل و اقدام ایشان به منزله عمل و اقدام موکل نافذ و معتبر و داری اثرات قانونی است به نحوی که در هیچ مرحله نیازی به حضور و امضای مجدد موکل نباشد این وکالت به اقراره ضمن عقد خارج لازمی از جانب موکل از تاریخ ذیل تا سی سال کامل خورشیدی بلاعزل شرط شد و ایشان حق عزل وکیل و ضمن امین و وکیل دیگر را در مدت مرقوم از خود سلب و ساقط نمودند.

این هم آدرس دفتر اسناد رسمی: دفتر اسناد رسمی ۱۳۹۱ تهران/ میدان هفت تیر، خیابان کریمخان زند، خیابان حسینی، نبش دوم غربی پلاک ۳، واحد ۱ تلفن:  ۸۸۳۴۹۹۱۴
سردفتر: گیلدا کی‌سان‌دخت

چهارشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۹۲

نقش های سنتی در پلیس +10

برای تجدید پاسپورت رفته بودم. بعد از ازدواج پیش نیامده بود که از آن برگه وکالت معروف همسر به بنده برای حقوق خودم استفاده کنم. مطمئن نبودم باید چه جوری ازش استفاده کنم. دفعه قبل که فرم درخواست پاسپورت را کامل کرده بودم، بی‌نیاز به اجازه کسی آزاد نوشته بودم و تحویل مدارک و تمام. این بار مانده بودم که در بند مربوط به زنان متاهل باید اسم همسرم را بنویسم یا نه؟ او هم امضا کند یا نه؟ خودش هم بیاید یا نه؟...
وکالت نامه را یک روز جلو‌تر بردم کپی بگیرم و دقیق خواندم. دم دوستان وکیل گرم! خیلی متن خوب و کاملی دارد.
 «در صورت لزوم اعلام رضایت و موافقت موکل برای صدور گذرنامه وکیل و فرزندان صغیر موکل و وکیل و خروج همگی از کشور به دفعات و به هر مقصد و حضور در دفا‌تر اسناد رسمی و سایر مراجع ذیربط و امضا و تایید فرمهای مربوطه و اخذ گذرنامه و روادید و تهیه بلیط و غیره»
شروع وکالت نامه با حق طلاق است و بعد کار و تحصیل تا به گذرنامه و خروج از کشور می‌رسد.
بعد از آن حضانت و اجازه‌های درمانی بهداشتی فرزندان و در آخر هم تقسیم اموال خانواده است.
روی کپی وکالت نامه دو خط مربوط به گذرنامه را با شبرنگ سبز،‌هایت لایت کردم و با اصل وکالت نامه و بقیه مدارک با هم بردم پلیس +۱۰.
افسر نگهبان که مدارک را باید می‌دید و تایید می‌کرد خانمی بود حدود ۴۵- ۴۰. درشت و بلند قد و تپل. برخلاف هیکل درشتش صدای زیبایی داشت و البته فوق العاده خوش اخلاق و آرام بود.
کله صبح قبل از شروع کاری خودم بود و خلوت. دو نفر جلوی من کارشان انجام شد و به من رسید. موقع چک کردن مدارک خانم افسر (آخرین مرحله گرفتن گذرنامه) سوال‌های منطقی می‌پرسید و به چیزی گیر نمی‌داد. البته بقیه کارمندان که همه خانم بودند هم همین طور آرام و مرتب و خوش برخورد کار می‌کردند.
با تعجب پرسید: «متاهلی؟» با کوله بزرگ و آن مدل لباس پوشیدن، شلوار لی و مانتوی شبیه بچه مدرسه‌ای‌ها با رژ قرمز پررنگ، شاید جای تعجب هم داشت. گفتم: «بله».
وکالت نامه را باز کرد و چند خط اولش را خواند، آهسته که منشی دفترش نشنود پرسید: «طلاق گرفتی؟»
با لبخند گفتم: «نه». ادامه دادم که «روی کپی قسمت‌های مربوط به گذرنامه را‌هایت لایت کردم که راحت پیدا بشود.» نمی‌دانم چرا یک دفعه گارد گرفت... گفت کپی که نه اصلا نمی‌شود باید اصل باشد...
ساکت شدم تا تمرکزش برای خواندن متن حقوقی را نگیرم. باز با اخم و گیجی گفت: «اینکه فقط گذرنامه است خروج از کشور ندارد.» داشتم می‌گفتم «دارد...‌هایت لایت...» که دیدم دارد عصبانی می‌شود. از روی صندلی بلند شدم و اجازه گرفتم روی متن وکالت نامه بهش نشان بدهم. با دست به خط‌های مربوط اشاره کردم. گفت: «کو؟» دوباره اجازه گرفتم که انگشتم را زیر خط بگذارم و بلند بخوانم که. «.. در صورت لزوم اعلام رضایت و...» از‌‌ همان جا که انگشتم بود، چشم‌هایش متن را دنبال کرد و آمدم باز‌هایت لایت را بگویم که گفت: «اجازه بدهید متن را بخوانم» چشم گفتم و زیپ دهان کشیده، نشستم سر جایم.
هنوز به آخر نرسیده بود. گفت: «این متن‌های حقوقی از بس همه را پشت هم...» باهاش موافقم و تایید کردم و گفتم: «بله بین شرایط نقطه نگذاشته و خواندنش سخت شده است.» فکر کنم حضانت را رد کرده بود، با حض خاصی پرسید: «حضانت بچه‌ها را هم که گرفتی؟» دیگر فارغ از جریان کاری، کنجکاوانه داشت متن را می‌خواند. گفتم: «بله» پرسید «بچه دارید؟» و برگه شناسنامه را ورق زد که ببیند.
با خنده «نه» پرونده‌های دیگر روی می‌زش هم زیاد شده بود. ولی به هیچ کس نگفت بیاید تو اتاق. متن را نگاه می‌کرد و اطلاعات و مشخصات من را روی فرم.
ادامه داد: «مهریه‌ات چقدر است؟» گفتم: «هیچی» به انتهای متن رسیده بود، تقسیم اموال بعد از طلاق به طور مساوی. گفت: «یعنی واقعا مهریه هیچی نداری؟» گفتم «نه». گفتم: «همین‌ها را گرفتم دیگر.»
متحیر شده بود. پرسید: «الان زندگیت در چه حال است؟» منتظر این سوال بودم. عمدی همه صورتم پر از خنده شد. گفتم: «داریم زندگی می‌کنیم با هم» پرسید: «شغل همسرتان چی است؟» گفتم.
مکث کرد. باز متن را بالا پایین کرد. گفت: «ولی به نظر مهریه مهم‌تر از این چیزهاست. نه؟»
گفتم: «من شاغلم. قبل از ازدواج هم شاغل بودم. خودم درآمد دارم و خرج خودم را درمی آورم. حالا اگر به جایش اجازه کار نداشتم آن وقت مهریه به دردم می‌خورد، ولی الان خودم می‌دانم چه کاری برایم بهتر است.» شغلم را پرسید. آدرس محل کارم را از توی فرم نگاه کرد. حدود حقوقم را پرسید. یک جوری که انگار شاه کلید را پیدا کرده است، لبخند زد. امان از میزان حقوق زن‌ها.
باز رفت روی مهریه. گفت: «خدا نیاورد، ولی اگر یک دفعه آن رفت چی؟ وقتی مهریه نداری هیچی، چیزی نیست که نگه داردش...؟» یک ترسی تو نگاهش بود که نمی‌توانستم راحت نگاهش کنم. گفتم: «اگر یکی از دو نفر نخواهد زندگی کند که دیگر آن زندگی را نمی‌شود به زور نگه داشت.» یک جور با تاسف گفت: «آره البته این هم هست.» ادامه دادم: «بعد من هم حق طلاق دارم.»
فکری گفت: «آره. ولی عجیب است. تا حالا همچین چیزی ندیده بودم.»
یک چیزهایی پایین فرم نوشت. برگه‌های پاسپورت قبلی را به دقت نگاه کرد و ویزاهای قبلی را نه برای تطابق، از روی کنجکاوی دانه دانه دید. پرسید: «الان همسرت ایران است؟» با لبخند گفتم «بله هست.» پاس قبلی را باطل کرد. و شروع کرد به امضا و تایید و مهر و ثبت و قبض دریافت مدارک نوشتن.
خانم افسر نگهبان مدارک را تایید کرد و فرستاد برای بقیه مراحل اداری.
وقتی منتظر گرفتن قبض نهایی نشسته بودم، مردی در اتاق کنار خانم افسر بود که بعد از در زدن یکی از خانم‌های کارمند آمد دم در اتاقی به مراتب بزرگ‌تر از همه اتاق‌های آنجا. با لباس شخصی و بدون هیچ درجه‌ای، از لای در اتاق می‌توانستم اثاثیه مرتب‌تر و کامل‌تر آقا را که اصرار داشت کسی تو اتاق را نبیند، تشخیص بدهم. از خانم منشی دفترِ خانم افسر پرسیدم این آقای اتاق کناری سمتشان چی است؟ گفت مسئول و رئیس دفتر ما هستند.
شبیه خانه‌های ایرانی است پلیس +۱۰. تنها یک فرد بدون اینکه کار تخصصی و واضحی انجام بده، رئیس بقیه است. منابع و امکاناتی و حتمن حقوق مزدی که در اختیارش است بیش از بقیه است. تنها او حوزه خصوصی دارد که بقیه برای ورود به آنجا باید اجازه بگیرند و در عوض او حق ورود و دخالت در بقیه حوزه‌های همه افراد دیگر خانواده را دارد. و هر چیز دیگر غیر از این روند زندگی هنوز برای مردم عجیب و دور از ذهن است.

چهارشنبه، مرداد ۲۵، ۱۳۹۱

پازل فمینیسم


«فمینیسم، به عقیده برخی، برایند تجربه های تک تک زنانی است که در برابر سلطه مردان مقاومت کرده اند یا کوشیده اند چنین کنند.
... در فمینیسم، تجربه جایگاه خاصی دارد. از آن جا که فمینیست ها می خواهند برای جهان شان معناهای قابل فهمی بیابند، گزارش های مستقیم افراد از تجربه های خودشان برای آن ها اهمیت زیادی دارد.»

فمینیسم، جنبش سیاسی/ جین منسبریج و سوزان مولر اوکین/ نیلوفر مهدیان/ نشر نی

دوشنبه، آبان ۰۹، ۱۳۹۰

انتخاب فریز شده


قبلن نوشته بودم که خانم دکتر، متخصص زنانی که برای معاینه می روم، نگران بیماری ام اس من شده بود و دفعه دومی که ام اس را فهمیده بود و پیشش رفتم کلی مقاله راجع به آن رو میزش بود. کلی مراقبت مضاعف می کند و همه چیز را هر بار دقیق با نورولوژیستم کنترل می کند و هی خرج آزمایش و سونوگرافی، در انواع مختلف و تست های مختلف تشخیص سرطان در رنگها و سایزهای متنوع رو دستم می گذارد و در عوض خودش حق ویزیت را یک خط در میان نمی گیرد.

بار آخری که نتیجه چهار تست عجیب غریب را برده بودم، با خوشحالی اعلام کرد که همه چیز نرمال است و حتی در بهترین حالتی است که یک زن سالم باید داشته باشد.

به طور طبیعی راجع به تصمیم بارداری هم پرسیده و هر بار باز جواب من را به روز شده، می پرسید. گفته بودم، کلن به نظرم منتفی نیست ولی نه به این زودی. سه- چهار دقیقه ای راجع به کارهایی که بعد از تصمیم باید من و او به عنوان پزشک، انجام بدهیم توضیح داد. و با این سوال تمام کرد که حالا الان نه، شش ماه – یک سال بعد که می خواهی؟
دهنم از تعجب باز ماند. گفتم نه، زودترین حالت شاید پنج- شش سال دیگر.
زد زیر خنده و گفت: عاشقتم! یک ساعتم دارم توضیح می دهم برای پنج سال دیگر!

وقتی تست های آخر را دید، دوباره نظرم را راجع به بارداری پرسید و جواب من همان قبلی بود.

دیگر موضوع جدی بود. راجع به ریسک کلی بارداری برای من توضیح داد و احتمال اینکه هر چه دیرتر خطر ناباروری و درمان آن و حمله ام اس بیشتر بشود. و از شرایط اجتماعی- اقتصادی- فرهنگی- سیاسی که نگرانش بودم گفت و اصرار که بیشتر و سریعتر به موضوع فکر کنم.

اول گفتم که خیلی هم اصراری نیست، اگر آسیبش زیاد بشود، منصرف می شوم. با شوخی ادامه دادم، البته اگر می شد نوزاد را فریز کرد، تا چندین سال بعد، خیلی زود دست به کار می شدم.

وقتی خبر تخمکهای فریز شده را دیدم، واقعن خوشحال شدم. نه برای خودم، چون من بجز تخمک بارور سالم، جسم کاملن سالم پرورنده جنین هم لازم دارم. بلکه برای زنان که حق انتخاب خود را در زمان، از تمام امکانات طبیعی به تدریج کامل می کنند.
یادم بماند متن خبر را پرینت شده برای خانم دکتر ببرم.

سه‌شنبه، بهمن ۱۲، ۱۳۸۹

داستان توليد يك زوج

تازه مي‌بينم تو عقدنامه نوشته

دين و مذهب: اسلام و فني

كلي چانه زد كه (شغل: كارشناس فني) خيلي كلي است، بايد جزئيات بنويسيم

من هم كه كلن رو دنده كل كل بودم. گفتم خوب حاج آقا تازه مي‌شود مثل قوانين خودمان. بايد همه چيز به هم بيايد ديگر. من كارم در بخش صنعت است. پس فردا نمي‌خواهم چانه بزنم كه اين كارخانه كه تو فلان ده كوره است شامل شغل من مي‌شده يا نه.

لبخندي زد و سري تكان داد و تاييد همسر را هم كه چشمي گرفت، دسته گلي كه مي‌بينيد به آب داد.

بعد هم باز چانه كه همه شرايط را الان بخواهم اضافه كنم وقتتان را مي‌گيرد. مي‌نويسم بعدن بياييد سند را بگيرد و امضا كنيد.
من هم كه: ما كلن امشب را براي اين كار خالي كرديم. وقت داريم بنويسيد. فوقش يك شام دور هم هستيم دفتر شما.

براي اينكه حوصله‌اش سر نرود و همه را بنويسد نقل و نبات تعريف مي‌كرديم كه حاج آقا آن دست مبارك را به خودكار تكان بدهد.

حقوق كثيرمان
اجاره خانه
وام ازدواج
خواهر شوهران بدجنس و ديكتاتور (تجربه از مشتري‌هاي حاج آقا)
تا رسيديم به سايت مهريه 14 سكه‌اي:

من براي همسر (امضا نكرده) تعريف مي‌كردم و حاج آقا اصلاح مي‌كرد، در تكميل تعريف هاي من گفت مهم‌ترين جايزه نو زوجان كم مهر را نگفتي و با خنده‌اي اضافه كرد دعاي خير  ... بري. و خودش خنده كشدار را ادامه داد و گفت يعني اين دعاي خير فقط شامل حال به قيد قرعه انتخاب شده هاي اين طرح است و نه بقيه.

ما هر دو مبهوت خوش طبعي حاج آقا ريسه رفتيم.

هر جا هم لطيفه‌هاي اينچناني ته مي‌كشد، حاج آقا غرخنده مي‌زد كه عهدنامه تركمنچاي است.
من هم زبان بازي كه راست مي‌گوييد، واقعن تازه به اندازه جبران نقصان عهدنامه تركمنچاي مردان در قانون هم نيست اين 4 تا شرط.

از روزهاي قبل هم كه هي اين دفتر و آن دفتر سر مي‌زدم، شرط كرده بود كه شرط حضانت را اضافه نمي‌كند. من هم گفتم باشد اضافه نكن، در دفتر ثبت اسناد رسمي وكالتش را مي‌گيرم.

هر شرط كه اضافه مي شد، انگار بي اعتمادي محض كه اين چهار برگ عقد نامه، تا حالا در هر دادگاهي هزار جور تعبير شده است و هزار جور رإي رويش داده شده است و زنهاي زيادي را در تنگا گذاشته است. حالا هم كه مي‌بينم به به! آقايان قاضي عدم تمكين زن را با وحدت رويه دليل منتفي شدن شرط طلاق كرده‌اند انگار نه انگار اين شروط براي اصلاح قانون گذاشته مي‌شود.
صبح روز بعد رفتيم دفتر اسناد رسمي، همه شروط به اضافه حضانت، به اضافه هر جمله‌اي كه نياز به اصلاح داشت همه به عنوان وكالت بلاعزل ثبت شد.

اما همچنان اگر ذره‌اي اعتماد به قانوني كه با دفترچه عقدنامه اين مملكت لازم الاجرا مي‌شود، وجود داشته باشد.
شايد جزء دلايلي كه دختران و پسران زندگي مشترك را به ازدواج رسمي ترجيح مي‌دهند، و اين موضوع در حال افزايش است، بايد خيلي چيزهاي ديگر را هم اضافه كرد.

دوشنبه، آذر ۰۱، ۱۳۸۹

زنان در مشاغل

براي من كار زنان جزء جذاب ترين چيزهاي جامعه است.

البته در هر سطحي يك جور است و تعاريف مخصوص به خودش را دارد.
خانم دكترهايي كه به جز تخصص و كار صداقت و حس مسئوليت زنانه در صحبت ها و حرفهايشان و حتي صدايشان ديده مي‌شود تحسين برانگيز اند

پزشك زناني كه معمولن بهش مراجعه مي‌كنم از جمله همان‌ها است.

خانم خياطي كه يك مغازه كوچك در يك پاساژ نه چندان معروف دارد و لباس هاي مختلف مي دوزد و تعمير مي‌كند و صدايش مهرباني مادرانه دارد و نگاه تيز و جديش از دقت حكايت دارد.

خانم مهندس جواني كه آرام، با صلابت و با ادب صحبت مي كند و بدون شعارهاي رايج مردانه در محيط مردانه صنعت كار مي كند اما زنانگيش را در كار و رفتارش همچنان حفظ كرده است و كار حرفه اي را پيش مي‌برد.

دخترهاي جوان دانشجو و يا تازه ديپلم گرفته كه در بوتيك هاي لباس با حداقل حقوق كار مي كنند اما شيطنت، شوخي، ابتكار و پشتكار  حسابي دارند و طبقه اقتصادي و سطح كار و هزار جور صفت بي بنياد ديگر برايشان بي ارزش است.

خانم مديري كه كارگاه كوچك خانوادگي را مديريت و هماهنگ مي كند و به موقع جلب رضايت مشتري مي كند ودر عين حال  صداقتش، اعتماد به كل كارگاه را تضمين مي كند.

آرايشگري كه جدا از تمام فضاهاي عرفي به هيچ جادو جنبل و فال و وردي كه منطقي ندارد معتقد نيست و در عين حال احترام به عقايد و سلايق آدمها هم در رفتارش وجود دارد. با تمام ويژگي هاي زندگي نسبتن مرفه اما هيچ وقت حداقل دستمزد شخصي خودش را رها نمي كند و هميشه از استقلال مالي زنان صحبت مي‌كند.

دختران دست فروش مترو كه از واگن ته مترو (زنان) با كلي بار و كوله مي دوند به سمت واگن سر مترو (زنان) كه مشتري هايشان را عوض كنند. در شلوغي مترو و حركت نا متعادل راه مي روند و بدون اصرار با يك ريتم ثابت كالاها را معرفي مي‌كنند و مي‌فروشند و يا نمي‌فروشند.

اينها زنان شهر من‌اند. با تمام دست اندازهاي قانوني، عرفي، اجرايي... اما كارشان سخت و پر سنگلاخ است. اما شايسته و پر ارزش است.

سه‌شنبه، مهر ۰۶، ۱۳۸۹

چند همسري خواست چه قشري است؟

عجيب نيست كه در اين وانفساي اقتصادي و امنيتي خانواده هاي ايراني كه همه هشتشان گروه نه شان است و هيچ مردي جز به نان شب و شغل دوم و سوم و اجاره خانه و وام خريد خانه و گراني گوشت و ميوه جات و سهميه بنزين و قطع يارانه هاي مصرفي، به چيز ديگري نمي تواند فكر كند، قانوني كردن و تسهيل ازدواج دوم و سوم و ... دغدغه اصلي نمايندگان مردم در مجلس است؟


مردم خيلي راحت تر از هر چيز برگه هاي درخواست لغو چند همسري را امضا مي‌كنند.


مقدم در مورد جزئيات اين ديدار گفت: بعد از نشان دادن پنج هزار امضا زنان ايراني به اعضاء كميسيون به آنها يادآوري كردم كه چرا براي توجه به مطالبات جامعه به تحقيق‌ها و پژوهش‌هايي كه با پول مردم ايران انجام شده، دقت نمي‌شود.
نماينده زنان معترض به لايحه حمايت از خانواده به نمايندگان مجلس، كتاب نگرش‌ها و ارزش‌ها كه توسط وزارت ارشاد در سال 82 منتشر شده را نشان داده كه در آن طبق نظرسنجي انجام شده در كل ايران، 86 درصد ايرانيان و 92 درصد زنان ايراني با «چند همسري» مخالف هستند.
او در اين زمينه گفت: بعد از نشان دادن اين كتاب خطاب به نمايندگان گفتم، چرا از هزينه‌هاي مادي و معنوي كه به راحتي در اختيار قانون‌گذاران و تصميم‌گيرندگان وجود دارد استفاده نمي‌كنيد تا قانوني دقيق و جامع تصويب كنيد.
مقدم پس از اين توضيحات به آخرين پژوهش دانشگاه تهران اشاره كرد و گفت: به نمايندگان نشان دادم كه آخرين پژوهش دانشگاهي تهران، «كار» را اولويت «اول» و «ازدواج» را اولويت «ششم» دختران معرفي مي‌كند. با اشاره به اين تحقيق از آنها پرسيدم كه چگونه فكر مي‌كنيد در كشوري كه 64 درصد ورودي دانشگاه‌هاي آن دختران هستند، ازدواج موقت و مجدد جاري و ساري مي‌شود؟

شنبه، مهر ۰۳، ۱۳۸۹

كي لايحه دوباره مطرح شد؟

يادمان باشد كه چطور باز لايحه حمايت از خانواده در مجلس مطرح شد و بندهاي حذفي اضافه شد:

لايحه حمايت ازخانواده پس از انتخابات رياست جمهوري بررسي مي‌شود- 4 خرداد 1388

خرداد پارسال گفتند بررسي مي‌شود.

هشدار مستشار دادگاه تجديد‌نظر: در دادگاه‌هاي خانواده اعتقادي به حقوق زنان وجود ندارد/ پرونده لایحه حمایت از خانواده هر چه زودتر باز شود- 9 آبان 1388

در خبر بالا دقت كنيد هشدار يك قاضي دادگاه ذكر شده است، اما هيچ اسمي از قاضي دادگاه نيست.


مخبر کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس خبر داد: ممنوعیت ازدواج مجدد- 23 آبان 1388

بعد در آبان دوباره لايحه رفت در كميسيون

ماده 23 لایحه حمایت از خانواده با اضافه شدن 10 شرط تصویب شد- 11 دی 1388

10 شرط در لايحه به ماده 23 اضافه كردند و باز برگرداند.

لايحه حمايت از خانواده در جلسه علنی امروز مجلس- 2 بهمن 1387

و در 2 بهمن گفته شد كه لايحه مي‌آيد به صحن علني
و فاصله مطرح شدن اين لايحه در كميسيون قضايي و صحن علني بيش از 2 ماه تا 8 مارس بوده است.

پنجشنبه، مهر ۰۱، ۱۳۸۹

آزادي به قيد كفالت براي نوشين

نوشين ديشب با تشكيل پرونده دادگاهي و بازجويي دو روزه و تفهيم اتهام” فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق الف : نوشتن و درج مطالب علیه نظام در سایت مدرسه فمینیستی، و ب : شرکت در تجمعات غیرقانونی پس از انتخابات 1388“ آخرين ساعت هاي شب با قرار كفالت آزاد شد.

عمو ديكتاتور! يادت باشد كار آموزي هايت رو آدم هاي هم قد خودت انجام ندهي، خيلي بهت سخت مي‌گذرد و بد جوري گران تمام مي‌شود.
مگر از بچگي مامانت بهت ياد نداده است كه با هم قد خودت بازي كني؟

دوشنبه، شهریور ۲۹، ۱۳۸۹

خانواده هاي نماينده هاي مجلس جمعين!!!؟

سريال هاي ماه رمضان را ديديد؟
از كدامش خوشتان آمد؟
نون و ريحون كه بعضي وقتها قلقك مي‌داد هيچ.

بقيه را هم من نديدم و در عين حال نديدم مردم هم، مثل سالهاي قبل دنبال كنند.

اما ”در مسير زاينده رود“، خدايي نترسيدي عمو ديكتاتور؟ احساس نكردي داري در كوچه خيابان قدم مي‌زني و دو تا مرد قلچماق با هم دعواشون شده است و د فحش بده به نواميس هم؟

ولي فكر نكردي با تصويري كردن اين خاطره ها و عادي كردن آنها براي مردم اگر همينها را خودت تحويل بگيري چه مي‌كني؟


حالا يك كم توضيح مي‌دهم كه بيشتر منظورم را برسانم. فقط يك قسمت سريال را اتفاقي ديدم. فوتباليست بااخلاق نمونه در يك دعواي لفظي با پسرك، درگير شده و طرف را كشته است.
جناب فوتباليست از اين شاكي شده كه طرف در دعوا هتاكي و فحاشي كرده حالا به نواميس گويا.

بعد پدر پسر كشته شده براي گذشت از قصاص، الا و بلا مي‌گويد فقط به شرط ازدواج با مادر قاتل‏‏، رضايت مي‌دهد. اين كه سريال چطور تمام شد و مي‌خواست با اين حرفها چي بگويد كار ندارم، چون آنقدر ساخت و لحن سريال بد بود كه هيچ خوب آموزي و آرامش و تعادلي در آن ديده نمي‌شد.
يك كلام: والي قهري فرزند كشته شده (پدر) رضايت نمي‌دهد مگر اين كه: ”م ا د ر ش و“. يعني فرهنگ سازي بيشتر از اين فضاحت ديگر ممكن نمي‌شد.

اما اينها را گفتم كه به اينجا برسم كه
حالا داستان لايحه و ازدواج مجدد هم همين است.
فقط بايد از آقايان نماينده پرسيد كه تو خودت راضي مي‌شوي به عنوان همسر دوم، سوم و چهارم مادرتو، خواهرتو، دخترتو!!!
(فكر بد نكنيد)... به عقد مردان ديگر در بيآوري؟

و يا از خانم هاي نماينده پرسيد كه تو حاضري يك خانم بسيار زيباتر و شايسته تر از تو همسر، همبستر و همراه همسرت باشد در زندگي، در حالي هنوز هم تو همسر شوهرت هستي؟

دوشنبه، شهریور ۲۲، ۱۳۸۹

خيانت: قانون در ايران- ضد قانون و اخلاق در انگليس

يك خبر حدود يكي- دو ماه پيش در مورد فوتباليست تيم منچستر يونايتد منتشر شد كه در تمام شبكه هاي خبري اروپا، بازتاب گسترده اي داشت. حالا خبر چي بود؟

بعد از اين همه مدت اول چيزي كه در جستجوي انگليسي نام اين بازيكن مي‌آيد، همين خبر است.

وین رونی در زمان بارداری همسرش، با خیانت به او، با فرد دیگری رابطه نامشروع داشته است.

رونی با جنیفر تامپسون ۲۱ ساله ارتباط داشته و در طول چهارماه با او در ارتباط بوده است.

این طور به نظر می رسد که رونی ۲۴ ساله، مبجور شده تا همه چیز را به همسرش کولین بگوید و همین ماجرا ممکن است منجر به جدایی این زوج جوان شود.البته طبق اخبار منتشره، رونی پس از تولد کای، پسرش دیگر با تامپسون ارتباطی نداشته است.

كل خبر را دقت كنيد. اولن مجبور شده است به همسرش كل موضوع را بگويد. دومن بعد از تولد پسرش ديگر با معشوقه رابطه نداشته است.

اما جالب ترين قسمت قضيه اظهار تاسف او از انجام چنين كاري است:

رونی در صحبتهایی در این رابطه گفت:« زندگی من در آستانه نابودی است. کار احمقانه ای بود. کولین این بار مرا نخواهد بخشید و مرا ترک خواهد کرد.»

حالا اين ور دنيا را در نظر بگيريد. دارند همه زورشان را مي‌زنند كه ازدواج موقت و مجدد و هر نوع ديگر رابطه خارج از همسري دائم و يگانه را قانوني تر از قانون كنند.

يكي از نمايندگان مجلس در مصاحبه اي كه از روي سايت ها برداشته شده است، گفته است كه يكي از شرايطي كه ازدواج موقت لازم مي‌شود زمان بارداري همسر است كه امكان رابطه جنسي با او وجود ندارد و يا سخت است.

اين است فرق مملكت ما با مملاك استعماري. در مملكت ما اين را قانوني مي‌دانند با اين توجيه كه زمان بارداري مرد بهش سخت مي‌گذرد و بايد حتمن روابط جنسي خود را بي وقفه، با آدمهاي ديگر داشته باشد، بعد در ممالك استعماري، صهيونيستي، بد و بي تربيت يك مرد چنين كاري مي‌كند، در تمام رسانه ها آبرويش را مي‌برند و تقبيح مي‌شود.

از آن جالب تر استدلال هاي اين برادر گرامي را بخوانيد در باب رابطه خارج از خانواده يگانه:


زن در ایام بارداری و همچنین مدتها پس از به دنیا اوردن بچه قادر نیست که شوهرداری کند.

پرانتز مياني: حالا ديگر اضافه نمي‌كنم ازدواج هاي دوم و سوم و موقت فوتباليست هاي ايراني را كه شهره عام و خاص است.

توضيحات اقناع كننده و مفصل حاج آقا:
۳)تضاد با اصل یکم حقوق بشر، این عدالت که اسلام از آن دم میزند با تساوی یکی نیست:

شبهه افکن در مورد این بخش از آیه که میگوید تعدد زوجات فقط به شرط این مجاز است که عدالت را رعایت کنید، میگوید عدالت با تساوی فرق دارد. همانطور که گفتیم حقوق بشر مانند علم روز بشر همیشه نقصهایی دارد و بله عدالت با تساوی یکی نیست. اسلام هم در مورد زنها خواسته است که به عدالت با انها رفتار شود و نه به تساوی. چگونه میشود انتظار داشت که مرد محبت خود را بین یک زن بدخلق و یک زن نیکو به صورت مساوی تقسیم کند. این تساوی عین ظلم و ستم است.

و حالا سخنان طيب زاده در باب ترويج روابط خارج از خانواده يگانه

و ببينيد كه چه زود قانون تصويب نشده، آقايون دست به كار شده‌اند:
ترویج آزاد ازدواج موقت در تبلیغات محله های تهران

یکشنبه، شهریور ۱۴، ۱۳۸۹

11- نمايندگان حامي لايحه ضد خانواده


عفت شريعتي كوهباني نماينده دوره هفتم و هشتم مشهد و كلات از گروه اصولگرايان

وبلاگ دفتر ارتباطات مردمي خانم نماينده

وبلاگ در حال راه اندازي جديد

12 طرح / لایحه امضا شده توسط " عفت شریعتی کوه بنانی" 1389/04/29
طرح بیمه بیکاری و حمایت از بیکاران متقاضی کار 1389/03/26
طرح مقابله با توطئه‌های آمریکا و انگلیس به منظور صیانت از دستاوردهای صلح‌آمیز هسته‌ای 1389/03/25
طرح استفساریه بند (د) ماده (4) قانون ثبت اختراعات، طرح‌های صنعتی و علائم و نام‌‌های تجاری 1389/03/18
طرح دو فوریتی قانونی اصلاح قانون حمایت از انقلاب اسلامی مردم فلسطین - مصوب 19/2/1369 1389/02/29
طرح الحاق یک تبصره به ماده (12) قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان مصوب 1348 1388/11/04
طرح برقراری عدالت آموزشی در پذیرش دانشجو در دوره‌های تحصیلات تکمیلی و تخصصی 1388/10/20
طرح تغییر نظام آموزشی کشور 1388/03/03
طرح اختصاص حداقل چهل درصد (40%) اعتبارات استانی به آبادانی و توسعه روستاها و شهرهای با جمعیت کمتر از 15 هزار نفر 1388/02/02
طرح تمدید زمان اجراء قانون بودجه سال 1387 و متمم آن تا شهریور سال 1388 1388/02/08
1388/02/08 طرح ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی طرح اصلاح تبصره (1) ماده (6)
قانون اصلاح موادی از قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و اجراى سیاستهای کلی اصل (44) چهل و چهارم قانون اساسی

1387/06/27 طرح الزام دانشگاهها، مراکز و موسسات آموزش عالی به پذیرش دانشجویان دختر محل سکونت آنها


به گزارش ایلنا،عفت شریعتی عضو هیات رییسه کمیسیون اجتماعی ، با انتقاد از عملکرد سازمان ملی جوانان گفت: اقدام این سازمان در راستای ارائه گواهینامه ازدواج اقدامی غیرمنطقی و نامعقول است.

او توضیح داد: منطقی نیست که سازمان ملی جوانان به دنبال آن باشد که گواهینامه ازدواج اعطا کند و در صدد آن باشد که داشتن این گواهینامه را برای جوانانی که قصد تشکیل زندگی مشترک دارند تا دو سال آینده الزامی کند.

این نماینده مجلس گفت:‌خوب است که این سازمان به عنوان یک دستگاه فرهنگی به دنبال فرهنگ‌سازی در زمینه استحکام خانواده‌ها و مسئولیت‌پذیری جوانان در زندگی مشترک باشد. اما قابل پذیرش نیست به جوانان گواهینامه ازدواج ارائه کند و آنها را ملزم کند که برای ازدواج حتما کلاس‌های مورد نظر این سازمان را بگذرانند.

فكر مي كنم با همين ليست طرحههاي كه امضا كردند و يا طرح ريزي كردند به اندازه كافي مشتاق شديم ديگر افاضاتشان بماند

سه‌شنبه، شهریور ۰۹، ۱۳۸۹

9- نمايندگان حامي لايحه ضد خانواده


فاطمه آجرلو
پرستار سپاه پاسداران در زمان جنگ تحمیلی
عضویت افتخاری سپاه در زمان جنگ تحمیلی
نماینده مردم شریف کرج ،اشتهارد و آسارا در هفتمین دوره مجلس شورای اسلام
عضو کمسیون آموزشی و تحقیقات مجلس شورای اسلامی
عضو کمیته آموزش و پرورش کمسیون آموزش وتحقیقات و مسئول پروژه طرح احیای معاونت پرورشی
عضو فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی
عضو فراکسیون فرهنگیان مجلس شورای اسلامی
عضو فراکسیون صنایع غذایی مجلس شورای اسلامی
عضو هیات رئیسه تحقیق و تفحص از مرکز مشارکت زنان ریاست جمهوری
عضو و مسئول کمیته معاونت دانشجویی تحقیق و تفحص از وزارت علوم تحقیقات و فن آوری
عضو و مسئول کمیته مفاسد اقتصادی و بازرسی کل کشور تحقیق وتفحص از قوه قضاییه
عضو ومسئول بخش تدوین کتب تحقیق و تفحص از وزارت آموزش وپرورش مسئول پروژه گلوگاه مشکل آفرین درتولید
عضو گروه دوستی ایران - لبنان - فیلیپین- بلغارستان
عضو فراکسیون جمعیت و توسعه سازمان ملل درمجلس شورای اسلامی
عضو هیات رئیسه فدراسیون ووشو
عضو اتاق فکر و طراحی استراتژی راهبردی دانشگاه پیام نور در راستای توسعه دانایی محور


سوابق تحصیلی :
کارشناس روانشناسی بالینی
کارشناش ارشد روانشناسی شخصیت
دانشجوی دکترای روانشناسی تعلیم و تربیت
طلبه سطح 2 حوزه علمیه
مدرس دانشگاه و حوزه علمیه

راجع به لايحه - بهمن 88
آجرلو همچنين از پيشنهادات جديدي ازسوي فراكسيون زنان در رابطه با لايحه حمايت از خانواده خبر داد و گفت:در آخرين جلسه فراكسيون زنان پيشنهاداتي در رابطه با اين لايحه ارائه شد، هر چند كه بر روي لايحه حمايت از خانواده كار كارشناسي سنگيني صورت گرفته است و اين لايحه در كميسيون حقوقي و قضايي چكش‌كاري شده است.
او ادامه داد: كارشناسان نظرات كارشناسي مفيدي در رابطه با لايحه حمايت از خانواده ارائه كرده‌اند و اميدوارم اين لايحه بدون تغيير فاحشي در صحن علني مجلس تصويب شود.

آجرلو ادامه داد: اهميت لايحه حمايت از خانواده از آن جهت است كه براي اولين بار نگاه حقوقي و تخصصي نسبت به حوزه زنان و خانواده صورت گرفته و آفت‌هاي آن شناسايي شده است.

بقيه پرونده خانم:
پرونده عباس پالیزدار
عباس پالیزدار به دعوت او به عنوان یک کارشناس وارد هیأت تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضاییه شد. اگرچه برخی رسانه‌ها او را دخترخاله پالیزدار معرفی کرده‌اند، اما پالیزدار هر نوع نسبت خویشاوندی را با او تکذیب کرده و خود را دوست خانوادگی قدیمی آن‌ها معرفی کرده‌است. دادگاه رسیدگی‌کننده به این پرونده در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ او را به جرم «معاونت در تخریب اعتماد عمومی جامعه به مسئولان نظام و خارج کردن اسناد محرمانه» به چهار سال حبس محکوم کرد.

صادق محصولی
آجرلو ،در جریان رای اعتماد مجلس به صادق محصولی در حالیکه به گفته خود دارای روابط خانوادگی با محصولی بود و پیش تر از او حمایت کرده بود به عنوان نماینده مخالف نطق کرد. این نطق با مخالفت برخی نمایندگان مواجه شد. عباس‌علی نورا نماینده زابل در تذکری شفاهی گفت: «محتوای صحبت های آجرلو در موافقت با محصولی است نه در مخالفت با وی و این توهین به مجلس است و وقت نمایندگان مخالف را هدر می دهد» او در جریان معارفه محصولی به عنوان وزیر کشور نیز حضور داشت.

معرفی به عنوان وزیر پیشنهادی
فاطمه آجرلو جزو سه زنی است که برای نخستین بار در تاریخ جمهوری اسلامی ایران، برای تصدی وزارت رفاه و تأمین اجتماعی در دولت دهم از سوی محمود احمدی‌نژاد به مجلس معرفی شدند.

وی در تاریخ ۱۲ شهریور ماه ۱۳۸۸ پس از بررسی های ۵ روزه مجلس شورای اسلامی در مورد وزرای پیشنهادی رییس جمهور موفق به کسب رای اعتماد از مجلس نشد و با دریافت ۷۶ رای موافق، ۱۸۱ رای مخالف و ۲۹ رای ممتنع از راه یابی به وزارت رفاه و تأمین اجتماعی بازماند

محاکمه و بازجویی 11 ساعته فاطمه آجرلو در ارتباط با باند پالیزدار
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز:فاطمه آجرلونماینده کرج درارتباط با باند پالیز دار به مدت 11ساعت در محل دادستانی تهران تحت بازجویی ومحاکمه قرار گرفت .


به گزارش گروه دریافت خبر باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران" ایسکانیوز" پس از دستگیری و بازداشت عباس پالیز دار و 13 نفر از اعضای این باند و کشف اسناد ومدارک محرمانه و سری مراجع امنیتی ، نظامی ، لشکری و کشوری و اقرار اعضای این باند و کشف شبکه مخرب و مجرمانه آنها، فاطمه آجر لو به عنوان متهم احضارو در روز چهارشنبه به مدت 5 ساعت تحت بازجویی ومحاکمه قرار گرفت.

آجر لو در هنگام خروج از اتاق بازپرسی و دادسرای تهران با عصبانیت از پاسخگویی به سئوالات خبرنگاران خودداری کرد.
درروز پنجشنبه نیز علیرغم تعطیلی دادسرای تهران ، فاطمه آجرلو به مدت بیش از 6 ساعت، تحت بازجویی ومحاکمه قرار گرفت .

در جلسه محاکمه روز پنجشنبه آجر لو، همسر وی که یکی از قضات دادگستری است وی را همراهی می کرد.
همچنین درروز پنجشنبه باز جویی و محاکمه مدیر کل حوزه ریاست سازمان بازرسی کل کشور نیز انجام شد که مدیر کل مذکور پس از محاکمه وباز جویی در دادسرای کارکنان دولت بازداشت وروانه زندان اوین گردید.

ظاهرا این مدیر کل در ارتباط با فاطمه آجر لو و سایر متهمین شبکه پالیز دار متهم به همکاری و مشارکت با آنان می باشد .
یکی از همراهان آجر لو نماینده کرج که در دادسرای کارکنان دولت حضور داشت ، گفت : به غیر از روز یکشنبه که مجلس جلسه علنی دارد، این نماینده مجلس، برای تمام ایام هفته آینده جهت محاکمه و بازجویی احضار شده است .

هر چند سخنگوی قوه قضاییه هنوز از نوع جرائم و حجم اتهامات و ویژگی این باند اطلاعاتی منتشر ننموده است ولی از نحوه بر خورد این نماینده مجلس و ترکیب اعضای باند پالیز دار، وجود شبکه ای مجرمانه وسازمان یافته که تعدادی از نمایندگان مجلس نیز در آن دخیل هستند و جرایم مهمی مرتکب شده اند، اطلاعاتی واصل که پس از قطعیت منتشر خواهد شد.



عباس پالیزدار: فاطمه آجرلو به من گفت راجع به هاشمی و ناطق‌نوری حرف بزنم